
کاش صدای آهنگ نامفهوم توی سرم قطع میشد و جاش رو به کلمات و جمله های جدیدی برای نوشتن میداد . میتونم تشخیص بدم که فرانسویه . آهنگ فرانسوی برای بدترین لحظه ها . من به ایده نیاز دارم ، ایده برای ادامه دادن همه متنای نصفه ای که از ساعت ده تا الان باهاشون کلنجار رفتم و کامل نشدن . من باید برگردم به همه کارای نصفه و نیمه . به صبحونه یازده سالگیم ، به بافتن شالگردن بنفش چند روز پیش ، به خوندن همه کتابایی که دو صفحه اولشون رو حفظم ولی هیچ ایده ای درمورد بقیه صفحه ها ندارم . این آهنگ باید تموم بشه ، من نمیخوام بیشتر از این فکر کنم ، سالهاست که دارم فکر میکنم شاید به اندازه همه روزایی که باید یه کاری انجام میدادم فکر کردم و الان وقت مناسبی برای گوش دادن به آهنگ فرانسوی نیست . میخوام تصمیم بگیرم اما کی با یه صدای محزون توی سرش میتونه تصمیم منطقی بگیره ؟ همیشه بدترین موقعیت ها رو برای تغییر انتخاب میکنم و شاید بدترین آهنگا رو . خواننده مجبورم میکنه پاریس بارونی رو تصور کنم و برعکس همیشه ازش متنفرم . پاریس رویای بچگیمون بود ، قرار بود یه روزی سه نفری همه کوچه هاشو ببینیم . قرار بود موهامون رو بالای سرمون جمع کنیم و از همدیگه عکس بگیریم ، میخواستیم پولامون رو واسه پاریس جمع کنیم اما حالا حتی باهم حرف هم نمیزنیم ، تو یه مسیر باهم راه نمیریم و قضیه پاریس هم خب صد درصد منتفی شده .
وقت ندارم ، باید آدما رو بشناسم ، باید از یه سریا متنفر بشم و یه سریا رو بیشتر دوست داشته باشم . باید مزه های جدید رو امتحان کنم ، همه اون مزه هایی که برای تو عادی شده اما برای من هنوز یه تجربه جدید محسوب میشه . دنیای عجیبیه نه ؟ آرزوهای من برای تو یه تفریح سادست ، چیزایی که من سالها منتظرشم تو در عرض نیم ساعت به دستش میاری . بیشتر از عجیب مزخرفه ، بی انصافیه ، نیست ؟ تو هیچوقت نمیتونی نگاهتو به آدما تغییر بدی از اونجایی که تو بهشون نگاه میکنی هرکدوم مثل یه گنجشک مرده به نظر میرسن . تو خیلی شعار میدی و خفه نمیشی ، دقیقا مثل آهنگ توی سرم . میخواستم دفعه بعد فیلم اورست رو تا آخر ببینم اما نه چرا باید یه چیز مزخرف رو به خودم تحمیل کنم ؟ ولی من از کجا میدونم که مزخرفه ؟ چجوری باید تصمیم بگیرم ؟ کاش خواننده این آهنگ خفه شه ، دارم به چیزایی فکر میکنم که هیچ اهمیتی نداره . میخوام یه فرانسوی رو ببوسم ، هروقت ، هرجا ، تو هر موقعیتی . حتی اگه شده اولین آدمی که تو کشور فرانسه دیدم رو میبوسم ، ولی بذارید بگم که احتمال فرانسه رفتنم خیلی کمه پس بیخیال بوسیدن و اینا .
یعنی بقیه عمرم باید با این آهنگ زندگی کنم ؟ خب برای بعضی موقعیتا خوبه مثل وقتی که بارون میاد و تو ماشین یه غریبه دارم میرم جایی که دوست ندارم ، یا وقتی که دارم رفتنت رو نگاه میکنم ، یا نصف شبایی که تصمیم میگیرم نقاشی بکشم . اما بیشتر وقتا من به یه سکوت درست و حسابی تو مغزم نیاز دارم مثل وقتایی که هری پاتر میخونم و باید تک تک کلمه هاشو با جزئیات تصور کنم ، من نمیتونم هاگوارتز رو با این آهنگ مزخرف زیر و رو کنم یا وقتایی که میخوام با تو دعوا کنم و باید یه سری دلیل منطقی تحویلت بدم .
دلم بارون میخواد ، شنیدن این آهنگ تو یه روز بارونی راحت تره تا وقتی که آفتاب مثل یه کابوس وحشتناک از پنجره افتاده تو خونه ، اصلا دقت کردی آفتاب چقد مزخرفه ؟ گرم و احمق اما خب شاید بعضی وقتا دوس داشتنی باشه ، مثل یه روز خنک که باد از رو به رو میاد و آفتاب مستقیم به صورتت میتابه و چشماتو میبندی . اما آفتاب تابستون ؟ لعنت بهش و لعنت به هرچی آهنگ فرانسویه .