داستان یه ستاره دریایی.

من فقط از پس جمله اول برمیام . چیدن کلمه ها کنار هم برای ادامه دادن حرفم برام سخت شده . دلم میخواد با عصیانیت ، با شوق ، با غصه انگشتامو رو کیبورد حرکت بدم ، حتی فکر هم نکنم و وقتی نوشتنم تموم شد حس کنم چقد راحت شدم .

+ روناک نهم مهر ۱۳۹۶